چه احترام غریبی دارد . این روزها. روزهای دوری و دلتنگی. بعد از تمام این سالها هنوز دلتنگ بوی آغوش تو بودن. هر دو میدانیم که هنوز هم یک طوری غریب، یک طوری ساده وابسته لبخند و بوسه و علاقه ایم.
و همین شوق بی قیمت و قاعده ما را بس ...
چه احترام غریبی دارد . این روزها. روزهای دوری و دلتنگی. بعد از تمام این سالها هنوز دلتنگ بوی آغوش تو بودن. هر دو میدانیم که هنوز هم یک طوری غریب، یک طوری ساده وابسته لبخند و بوسه و علاقه ایم.
و همین شوق بی قیمت و قاعده ما را بس ...
- نه. اگر تو بودی شرکت میکردی؟
- معلومه که شرکت میکردم!
- نه. میبرند من رو به من تجاوز میکنند ! تو زنی و این چیزها برات مهم نیست ولی من دخترم !!!!!!!!!!!
مرد داد میزد آقا زنمه این ....
مردم جمع شده بودند و اون وسط درست نفهمیدیم چی شده....مرد با عصبانیت میگفت نه من دیگه دین و ایمون برام نمونده بابا ......
یکیشون میگفت زنش رو داشته میزده ....
پ.ن : چند دقیقه بعد سر کوچه پسره رو دوباره دیدیمش. گریه میکرد....داد میزد خدایا شکرت ....شکرت که فهمیدم که زنم جنده شده ....
دوستش هم با ناراحتی جلوی دهنش رو میگرفت و میگفت ولش کن. دیگه بسه .....
مرد باز هم زار میزد...